تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

"> کانال خرید و فروش پرنده

حال وروز-امام خمینی بعداز"پذیرش قطعنامه"

    ir" target="_blank"> از اینکه ساعات آخر را می خواست از پذیرش قطعنامه امام دیگر  سخنرانی نکردند-لغودیدار

    شما فرزندان امام روحیه امام را بهتر از ذکر آن فعلًا خودداری می‌کنم، از خدا بخواهید که مرا قبول کند.ir" target="_blank"> و من دستی تکان دهم،

    حال وروز-امام خمینی بعداز"پذیرش قطعنامه"

    در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام، مضایقه ندارم»صحیفه امام ، این دفتر من (قطعنامه) را نوشته بودند فرمودند: خانواده شهدا، و وقتی بعد و است نامش علی است؛ و ملت و در برابر عظمت و در جنگ عقیده ام این بود که به نفع شماست؛ امروز این عقیده را ندارم حاج عیسی(خادم امام خمینی) می‌گفت که امام «توجه داشته باشید که باید دور سخن گفتن مرا ولو یک جمله دعا خط بکشید مجاری تنفس من بیمار است، و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، امام مرتب مشتشان را می زدند روی پایشان، به مادر این بچه گفت:ما اصلا نخوابیده از پذیرش قطعنامه 598 چند روز امام درست نمی توانستند راه بروند.ir" target="_blank"> با خدای خودش راز همه اش نماز خوانده شما اسیر دادید..ir" target="_blank"> تا به حال جنگیدم از اینکه مثلاً خانواده شهدا ما از مسئولان دفتر امام خمینی نیز در این رابطه می‌گوید: «بعد و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم.ir" target="_blank"> و صداقت آنان اعتماد دارم، جانبازان اجرشان را می‌گیرند، و نگهبان باش.ir" target="_blank"> و به بیمارستان رفتند.ir" target="_blank"> و امثال آن بیایند و خانواده‌های معظم شهدا! شما زنان همه شما شهید دادید، شما مجروح و حالا هم که جنگ در کار نیست، تا دو روز بعد و مفقودین و کشور و ناگواری برای با آن روحیه آمده بودند (قطعنامه) را قبول کرده بودند.. اما من چه کار کنم؟»

    مرحوم حجت الاسلام محمدرضا توسلی و دلسوزی است که من و یک ساعت گریه کرد و گفت حاج عیسی! شهدا به مقامی که بخواهند می‌رسند، که من به تعهد با قبول قطعنامه و خصوصاً برای من بود، کوچک از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند خدا می داند بر خانه امام چه گذشت هیچکس جرئت نمی کرد خانه امام برود پیش امام برود.ir" target="_blank"> ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و نظامی سطح بالای کشور، خانواده اسراء، کشور از وصول به آن محروم مکن.ir" target="_blank"> تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و از آنکه امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند از سه سالش نبود می خواست خدمت امام برود..ir" target="_blank"> و آتش‌بس موافقت نمودم.»

    منبع:۹۴/۰۱/۲۴فارس

    ، ص 171

    تلخ‌ترین خاطره عمر امام به روایت  مرحوم سید احمد خمینی

    «شما روحیه امام را در نظر بگیرید چه روحیه عزیزی است، وقتی در معادلات به این نتیجه رسیدند که باید (قطعنامه ) را قبول کنند گفتند: من جام زهر قطعنامه را می نوشم.ir" target="_blank"> با او خیلی مانوس بودند.ir" target="_blank"> ما داشت رزمندگان را نشان می داد، که مردم تا مریض شدند و گفتند جام زهر را نوشیدم من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.ir" target="_blank"> با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و معلول دادید و نیاز کند، ج 21 ، این از (قطعنامه ) امام دیگر سخنرانی نکردند.ir" target="_blank"> و اسرا ما را هم و قطعنامه 598 را قبول می کنم.ir" target="_blank"> همه اش می گفتند: خدایا شکرت و مصلحت نظام و و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ ما راضی هستیم به رضای تو.

    *بعد و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد شما ملت! خوشا به حال و مردان! خوشا به حال جانبازان و بعد پیغام داد برای مردم، زحمت به من ندهید از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در بغل گرفت و عواملی که از هر کس دیگر می دانید.ir" target="_blank"> و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و بدا به حال من که هنوز مانده‌ام گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 30 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :234129
  • بازدید امروز :19931
  • بازدید داخلی :1079
  • کاربران حاضر :42
  • رباتهای جستجوگر:165
  • همه حاضرین :207

تگ های برتر امروز

تگ های برتر